تبلیغات
دنفکس سیاره خنده
دنفکس سیاره خنده

 یه روز یه لره با تهرانیه ازدواج میکنه شب عروسی تهرانیا میخونن سبد سبد گل یاس عروس ما چه زیباس لرا میخونن گونی گونی پشکل غلامعلی خوشکل


به یه لر میگن زبون لری چه جوریه؟ میگه فارسی بلدی؟ میگه آره. میگه برین توش میشه لری!!!


یك لر برای چند روز میره توی هتل یك روز میبینن توی دستشوئی داره یك نفر خارجی رو میزنه میان میگیرنش ازش میپرسن قضیه چیه چرا این بدبخت را میزنی لره میگه اینجا یك چشمه اویی بیده (دستشوئی فرنگی ) كه مو هر روز ازش او میخوردم این بی پدر و مادر امروز اومده توش ریده

لره داشته با تمام وجود وضو می گرفته بهش میگن چرا اینقدر محکم وضو می گیری؟ میگه یه وضویی بگیرم که هیچ گوزی نتونه باطلش کنه!!!



بچه مثبته از لره میپرسه: آقا ببخشید... خیلی خیلی عذر میخوام..شرمنده.. روم به دیوار.. اسمتون چیه؟! لره شاكی میشه، میگه: ایجو كه تو پرسیدی، اسمم انه!!!


لره یه دوچرخه می خره سوار میشه میاد خونه بچه ی لره از دور باباشو میبینه بعد میره به مامانش میگه : مامان مامان یه چیز رفته تو کون بابا هر چقدر هم که دست و پا میزنه در نمیاد


بن لادن رو می خواستن شكنجه كنن ، از ملت همه پرسی می كنن تا سخت ترین شكنجه رو انتخاب كنن هر كی یه چیزی می گه ، تا اینكه می رسه به لره ، لره می گه : یه میله آهنی رو داغ داغ كنین تا سرخ شه ، بعد از طرف سردش بكنین تو كونش ، ملت كف می كنن ، می گن بابا حالا چرا از طرف سردش بكنیم تو ، لره می گه : تا هر كی خواست درش بیاره دستش بسوزه نتونه !!!

 




طبقه بندی: جوک،
ارسال در تاریخ شنبه سوم بهمنماه سال 1388 توسط محسن زارع
قالب وبلاگ